درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان زندگی پر از دروغ طی یه داستان نا خواستنی جور شد رفتیم برج میلاد کرسته مازیار فلاحیه ناخواستنی ..بماند.. تو 2ساعت برنامه به یه بچه مایه با زید مامانیش زوم بودم یارو حس می گرفت در حد الاغ.. همه ی ادمای اون جمع حیوونای ناطق بودن که از سر خوشی و پولدار بودن اومده بودن به این خراب شده.. تو همون حالت زوم نگاهم پر از نفرت شده بود وقتی به یاد کسایی که حتی هزار تومنم واسشون ارزش داره وقتی یاد تمام بدبختی های مردم بودم وقتی بچه های 8 سالرو تو اتوبان میدیدم از همه ی اون سیستم به ظاهر با کلاس متنفر شده بودم خیلی راحت 90000 هزار تومن داده بودن به صندلی های جلو.. امیدوارم گذرم اینجور جاها نیفته دوباره اونم واسه کی واسه چی؟؟؟
یک شنبه 24 دی 1391برچسب:, :: 19:9 :: نويسنده : حسین
وقتی تو از چیزی می گی که همیشه درک میکنی خیلی چیزارو می فهمی بعد که نمی تونی اونو به کسی بفهمونی غصه می خوری و چقدر ما ادمای نفهمی هستیم که انقدر قدرت درکمون پایینه..
یک شنبه 24 دی 1391برچسب:, :: 19:3 :: نويسنده : حسین
تو قفس زندونی هستم جای پرواز ندارم ولی اسمونی هستم... سیاوش.. یک شنبه 24 دی 1391برچسب:, :: 19:0 :: نويسنده : حسین
واسه کسی که یه عمره خرابه زیر اوار اخرین حرفش اینه خدا نگه دار... شاهین.. شنبه 23 دی 1391برچسب:, :: 19:31 :: نويسنده : حسین
سحر ناراحت نشو از من. منو تو شبیه هم نیستیم.. من به منظور دیگه ای دارم چرتو پرت می نویسم..
شنبه 23 دی 1391برچسب:, :: 15:4 :: نويسنده : حسین
من وقتی چیزی نمی نویسم دو حالت داره یکی اینکه خیلی حرفا گفتنی نیست یکی ام اینکه احساس می کنم کسی هم جنسم نیست. جمعه 22 دی 1391برچسب:, :: 22:7 :: نويسنده : حسین
الان سایتای عرفانیو عشقولانرو برید امار بازدیداشو ببینبد حالا سایتای سکسیو نگا کنید امار یکیشون الان دیدم حدود 300 بود فقط امروز خداییش تاروف نکنیم بیاید راحت باشید الکی از خدا و حسین حرف نزنیم. تو رگامون جای خون ...اب منی تو حرکت.... کم مونده یارو با شرت ننش ارضا بشه.... مهم نیست چون بدتراش تو راهن... جمعه 22 دی 1391برچسب:, :: 16:58 :: نويسنده : حسین
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه چیز شده سوال!!!!!! عشق اعتقادات اینده گذشته زمان
جمعه 22 دی 1391برچسب:, :: 2:0 :: نويسنده : حسین
![]() ![]() |